|
|
|
|
|
بعضی وقت ها آدم مخش تعطیله.
بعضی وقت ها خسته است. بعضی وقت ها دلش لک می زنه برای یک ترانه، یه آواز. برای یک لحظه فراموشی. نمی دونم اینها که در سرم می چرخه علف هرز است یا یک روز گل می ده. می چرخه مثل چرخ و فلک... و من دختری رو توی اون می بینم که ساکت نشسته و ته چشماش دلهره است. تنها دلگرمیش لبخند مادرش است... همین برای تمام اضطراب هایم کافی است.. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 17:38 توسط ری را
|
|
||